درباره نمایش چهره معصومین
دوم: به زعم بودریار کارکرد رسانه تولید و توزیع فراواقعیت است. مخصوصا سینما و تلویزیون در این مقوله پیشتازند چرا که اساسا در ژانر غیر مستند پدیده ای را روایت می کنند که خود اذعان به تغییرش دارند. برای مثال فیلنامه یک سریال تاریخی ولو به دقت تاریخی تدوین شود آنچه نمایش داده می شود مو به مو هم اگر صحیح باشد باز فراواقعیت است چرا که آن واقعیت مشمول گذر تاریخ شده و این جز حکایتی از آن نیست. با این توضیح کاملا مشخص است فیلمنامه ای که حول یک شخصیت تاریخی شکل می گیرد و برای حفظ جذابیت درام نمایشی دخل و تصرفات تاریخی اتفاق می افتد تا چه میزان در تولید فراواقعیت موثر است.
سوم: از این منظر پخش سریال ولایت عشق با اضافه کردن شخصیت دو زن برای جذابیت بخشی به درام سریال قطعا بر ذهنیت (حداقل ناخودآگاه) مخاطب از همنشینی این شخصیتها با شخصیت امام (سلام الله علیه) تاثیری خاص گذارده می شود. از منظر پل ریکور هرمنوتیست فرانسوی پس از هر همنشینی معنائی هر دو مفهوم معنائی دستخوش تغییر و تفسیر می شوند. یعنی هم مفهوم و مصداق امام و هم مفهوم زن جوان به عنوان یاور امام. از سوی دیگر قوه متصرفه یا متخیله انسان می تواند حتی به طور ناخودآگاه در صور دریافتی از این فراواقعیتهای رسانه ای دخل و تصرف کرده و ناخودآگاه برای انسان تداعی معانی کند. لذا در حکایت سیره اهل بیت علیهم السلام از طریق رسانه مدرن به شدت بایستی حساسیت به خرج داد و این پیامدهای معنائی را جدی گرفت.
چهارم: در یک سریال تاریخی علاوه بر بحث همنشینی میان پدیده ها مفاهیم و معانی بایستی به جانشینی شخصیتها برای بازیگران نقشهای معصومین در سایر فیلمها هم دقت کرد. بدین معنا که بازیگر نقش یوزارسیف قطعا نقشهای دیگری هم بازی خواهد کرد. هر چه قدر هم از قبل حساسیت داشته باشیم که نقشی تا قبل از آن بازی نکرده باشد. لذا قوه متصرفه مخاطب مجددا با جانشینی کارکترهای مختلف با یکدیگر به تصرف در صورتهای معنائی نزد خود از یوسف نبی(علی نبینا و آله و علیه السلام) خواهد پرداخت.
پنجم: بر همین مبنا به نظر می رسد نمایش تصویر حضرت عباس علیه السلام و حضرت علی اکبر علیه السلام هر چند توسط بازیگر ناشناخته ای صورت پذیرد تبعات خوشایندی نخواهد داشت. چرا که این تازه آغاز بازی نشانه ها و صور معنائی خواهد بود که نه با کنترل و میل و علاقه مخاطب و نه سینماگر پیش نمی رود.