مساله خیلی ساده است، ساده تر از آنچه که برخی مدیران فرهنگی و رسانه ای کشور در رسانه ی ملی آن را درک نکنند. مخاطب این چنین برنامه هایی بیش از آنکه تحت تاثیر پیام های تکراری اخلاقی برنامه قرار بگیرند، الگوی زندگی ارائه شده در مجموعه را کپی برداری می کنند. به عبارت صریح تر، آنچه که در ذهن مخاطب رسوب خواهد کرد، " دروغ بد است" نیست؛ بلکه سبک زندگی کردن آدمهایی است که برای ماه ها زندگی آنها را از طریق گیرنده های تلوزیونی تماشا کرده است.

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/257014/سخنی-با-مدیران-رسانه-ملی-به-بهانه-پخش-سریال-پژمان

 این تحلیل، چندان بدون خاستگاه نظری هم نیست.

مکتب مطالعات فرهنگی بیرمنگام همین رویکرد را در توصیف و تبیین تحولات فرهنگی بر می گیزند. یعنی تغییر فرهنگ بیش از آن که خاستگاه اندیشه ای و یا ارزشی داشته باشد مبتنی بر گزینش سبک زندگی است. ابتدا حوزه رفتاری و سبک زندگی  تغییر کرده و آن گاه به تدریج نظام معنائی و ارزشی متناسب با سبک زندگی جدید در شاکله ذهنی فرد صورت بندی می شود. البته در این مکتب بر خلاف نگاه فرانکفورتی، مخاطب فرهنگ، منفعل نبوده و گزینش گر فعالی است.

از منظر اسلامی هم مباحث جالبی در این خصوص قابل طرح است.

ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساءُوا السّوأىٰ أَن كَذَّبوا بِآیاتِ اللَّهِ وَكانوا بِها یَستَهزِئونَ(روم/10). سپس سرانجام كسانی كه اعمال بد مرتكب شدند به جایی رسید كه آیات خدا را تكذیب كردند و آن را به مسخره گرفتند.

علاوه بر اين آيه شريفه ظاهرا يک حدیث قدسی مرتبط با اين بحث هم وجود داره. قل للمؤمنين لا تلبسوا لباس أعدائی و لاتطعموا مطاعم أعدائی و لاتسلکوا مسالک أعدائی فتکونوا أعدائی کما هم أعدائی. (به مومنين بگو: لباسهای دشمنان مرا مپوشند و غذاهای آنان را مخورند و روشهای آنان را بر نگزينند که اگر اين دستور را عمل نکنند آنها هم دشمن من خواهند بود. این حدیث کاملا اثر سبک زندگی را در شکل گیری نظام اعتقادی و ارزشی را تبیین می کند. همینطور این حدیث از حضرت امیر سلام الله علیه که می فرماید: من تشبه بقوم عدّ منهم (هر کس خود را شبیه جماعتی کند در زمره آنان محسوب می شود). همینطور فرموده اند: ان لم تکن حلیما فتحلم (اگر بردبار نیستی خود را به بردباری بزن).

پی نوشت ۱: از منظر اسلامی یک نوع رابطه دیالکتیکی و رفت و برگشتی میان نظام معنائی و ارزشی (عقل نظری) از یک سو و حوزه رفتاری و سبک زندگی (عقل عملی) برقرار است. از یک سو می فرماید قل کل یعمل علی شاکلته و از سوی دیگر بل یرید الانسان لیفجر امامه.

پي نوشت 2: اين لينک تحليل مقام معظم رهبري در خصوص رابطه رفتار و اخلاقه که به نظرم مباحث قابل استفاده اي داره http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=20707

پی نوشت 3: به شخصه اعتقادی به فعال بودن مخاطب در گزینش ندارم و بیشتر تحلیل فرانکفورتیها را در این خصوص می پسندم و با این نقد که مکتب مطالعات فرهنگی بویژه از نوع آمریکائی آن جاده صاف کن امپریالیسم فرهنگی مدرن است موافقم.